برات نامه نوشتم
قشنگو عاشقونه
نوشتم که زمونه
بی تونامهربونه
نوشتم با دوچشمات
منو کردی دیونه
نوشتم از ته قلب
دوست دارم دیونه
چرا قلبموشکستی رفتی از من گسستی
کسی جز تو ندارم تو عشق اول هستی
حالا که رفتی عزیزم می دونم بی تومیمیرم
بیابرگرد کنارم تویی عشق آخرینم
توی اون نوشته بودم
توی تک ستاره من
چرا رفتی ازکنارم
بی ستاره شد شب من
حالا که رفتی عزیزم
بی تومن تنهاترینم
از خدا می خوام یه روزی
دوباره تو رو ببینم
اگه باشی و نباشی
تا ابد عاشقت هستم
عاشقونه مثل مجنون
مهربون به یادت هستم
+ نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت 4:45 بعد از ظهر  توسط دلداده به عشق
|
نمی بخشمت
بخاطر تمام خنده هایی كه از صورتم گرفتی
بخاطر تمام غمهایی كه بر صورتم نشاندی
نمی بخشمت
بخاطر دلی كه برایم شكستی
بخاطر احساسی كه برایم پرپر كردی
نمی بخشمت
بخاطر زخمی كه بر وجودم نشاندی
بخاطر نمكی كه بر زخمم گذاردی
و می بخشمت بخاطر عشقی كه بر قلبم حك كردی
+ نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 6:34 بعد از ظهر  توسط دلداده به عشق
|
+ نوشته شده در یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 11:8 بعد از ظهر  توسط دلداده به عشق
|
حلول ماه مبارک رمضان را به کلیه مسلمانان جهان تبر یک وتهنیت
عرض میکنم

رمضان، ماه روزه و ماه نهم از ماههاى قمرى بين شعبان و شوال است،
رمضان در لغتبه معناى تابش گرما و شدت تابش خورشيد است.
بعضى گويند رمضان به معنى سنگ گرم است كه از سنگ گرم، پاى
روندگان مىسوزد و شايد ماخوذ از «رمض» باشد كه به معنى سوختن
است چون ماه صيام گناهان را مىسوزاند به اين خاطر، بدين اسم
موسوم شده است زيرا ماه رمضان موجب سوختگى و تكليف نفس
است. اما صوم و روزه كه در اين ماه تكليف شرعى مسلمانان است
عبارت است از احتراز از خوردن و آشاميدن و مفطرات ديگر از طلوع صبح تا غروب
التماس دعا
+ نوشته شده در جمعه 30 مرداد1388ساعت 10:5 بعد از ظهر  توسط دلداده به عشق
|
برو نمون نمیتونی دیگه دلم رو بشکونی
سزای بی معرفتیت اینه که تنها بمونی...
برو بابا ولم بکن بسه دیگه شکستنم
حیف اون دوست دارما به پای تو نشستنم...
برو که دیگه نمیخوام ، تو اون چشات نیگا کنم
آخه تو رو خدا ببین ، دارم تو چشای تو فنا میشم...
برو کنار من نمون ثانیه هام حروم میشه
ترانه های قلب من به پای تو تموم میشه...
گفتم برو نپرس چرا ، آخه دلم خونه ازت
به کی بگم آخه خدا ، میشم دیوونه عاقبت...
نمیدونم آخه چرا ، چرا شکستی قلبمو
تو رو خدا دیگه برو ، برو نبینی اشکمو...

+ نوشته شده در یکشنبه 18 مرداد1388ساعت 1:11 قبل از ظهر  توسط دلداده به عشق
|

شب جدایی برات نوشتم این ترانه ای تلخ
شاید یه روزی بشنوی جایی این ناله ای درد
اشکم رو گونم برات نوشتم
شاید بگیره دلت واسه من
چه خوش خیالم که بر میگردی
چه بد تموم شد قصه من
داغم به جونت رفتی ز یادم
دیگه نمی خوام یادت بیارم
نداره باور هنوز دل من
میگه چه زود شد چی شد که پر زد
اگه بمونه کنارم باهاش می مونم
پیشم نباشه می دونم بی اون می میرم
میگم همینه عاشقی اینه
یهو میاد و یهوی میره

+ نوشته شده در شنبه 30 خرداد1388ساعت 6:29 بعد از ظهر  توسط دلداده به عشق
|
سلام
تقدیم به طرفداران مهندس میر حسین موسوی (از طرف جوانان بیرجند)
عشق ما خاتمی ، رای ما موسوی
جای همه دیروز خالی بود چه جمعیتی 
به خودم می بالم که همشهریانم قدومت را گرامی داشتند و
آرزو دارم در آینده ای نه چندان دور به عنوان رییس جمهور قدم بر چشمانمان بگذاری
عکس از مراسم استقبال(خبر گزاری مهر)



خودتا قضاوت کنید
+ نوشته شده در شنبه 16 خرداد1388ساعت 10:33 بعد از ظهر  توسط دلداده به عشق
|

ای تنها مسا فر سرزمین دلتنگیهایم
ای تنها ماوای لحظات من
ای تپش امیددر وسعت بیکرانه غمهایم
خالصانه می پرستم تو را و تنها به خاطر تو نفس می کشم
به زندگی عشق می ورزم تا روزی که از قفس تن و دنیای خاکی آزاد شوم و در آغوش تو را گیرم.
باور کن هم نفس شیرین زبانم تو کسی هستی که ستاره های آسمان
بی تو خاموشند و با آمدن توباز چشمک می زنند.
نمی دانم تو چه هستی؟
که هر وقت گریه می کنی ابرهای آسمان از عاطفه و عشق بر من می
بارنند
و با خنده تو احساس می کنم خورشید در کنار من است .
تا وقتی که غمگینی بزرگترین غصه های عالم به دوش من است
و اشکی به امتداد آسمان دلتنگی سهم من از زندگی است.
من از توفقط بهانه ای می خواهم برای گریستن دلم برایت تنگ است.
من برای تو می نویسم از زندگی از عشق از عاشقی و از دل دیوانه ام
نگاههای دلنشین تو دلم را پاک کردو از آن لحظه تا کنون در عشقت می
سوزم
قلبم به یاد تو می تپد و و نگاهم تو را می جوید
هنگامی که زندگیم به شبهای تیره و تار شباهت داشت و زمانی که مرگ
را از دیده گانم به خود نزدیک می یافتم عشق تو در آسمان تیره و ظلمانی وجودم طلوع کرد ودر عشق مقدس تو زندگی از دست یافته ام را یافتم
وجود تو
نگاهه تو
آغوشه تو
هر کدام رشته عمر مرا بدست گرفته و طراوت و شیرینی برزندگیم بخشیده است
قلب و روح من به آرزوی تو زنده خواهد ماند
امشب غریبا نه در ظلمت و در خلوت تنهایی پیک غم را می جویم
غافل از آن که غم در من زندگانی می کند
امشب از هر نسیم که می وزد تو را می پرسم و از تو خبر می گیرم
عاشقم
عاشق ستاره صبح
عاشق ابری سرگردان
عاشق دانه های باران
عاشق هر چه نام توست بر آن.




+ نوشته شده در پنجشنبه 31 اردیبهشت1388ساعت 9:1 بعد از ظهر  توسط دلداده به عشق
|
سلام
ممنون از نظرهای شما دوستان گلم
شرمنده که نتونستم محبتتونو جبران کنم و از وبلاگتون دیدن کنم
آخه مشکل از کامپیوتر بود خودم موندم که کامپیوترم با بلاگفا چه مشکلی داره یا بر عکس
میدونین چیه کامپیوترم بلاگفا رو باز نمی کنه و منم نتونستم آپ کنم
ولی میخوام از خجالتتون در بیام ویه شعر که به نظر خودم جالبه براتون بزارم
امیدوارم خوشتون بیاد من از این شعرخیلی خاطره دارم
دوست دارم نظرتونو در مورد این شعر بدونم
فعلا بای
=============================================================
پری ناز کوچولو
رفتی خونم شده ویرون
دلم از بی کسی خونه
نمی تونه که بخونه
حرفای نگفته مونده
ولی دل باید بدونه
اون که رفته دیگه رفته
نمی خواد دیگه بمونه
نمی خواد که باز بیایی
اون چشاتو باز ببینم
خاطرات باز جون بگیرن
باز دوباره من بمیرم
نمی خوام که باز بیایی
توی تاریکی بسوزم
آخه حیف توعزیزه که با من بمونی
عزیزم سرت سلامت
هرجارفتی هرجاهستی
برو که دنیا دو روزه
قلب تو هیچ وقت نسوزه
نازنین اینو نگفتم
که تورو گریون ببینم
الهی برات بمیرم
اشکاتو هیچ وقت نبینم
+ نوشته شده در یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 7:45 بعد از ظهر  توسط دلداده به عشق
|
روزی هزارو صد دفه بگم که می میرم برات؟
اجازه هست جار بزنم بگم چقدر دوست دارم؟
بگم می خوام به خاطرت سر به بیابون بذارم؟
اجازه می دی که شبا همش بیام تو خواب تو؟
اون عکسی که از من داری جا بدمش تو قاب تو؟
اجازه می دی قصه هام با عشق تو جون بگیره؟
چشمای عاشقم واست روزی هزار بار بمیره؟
اجازه می دی واسه تو قصر طلایی بسازم؟
با یه صدای مخملی برات لالایی بسازم؟
اجازه هست با افتخار اهنگ ساز من بشی؟
تو فصل سخت زندگی باز گل ناز من بشی؟
اجازه هست پناه من گرمی اغوشت بشه؟
هر اسمی جز اسم خودم دیگه فراموشت بشه؟
اجازه هست یه لحظه هم دیگه ازت جدا نشم؟
گول گلارو نخورم محو ستاره ها نشم؟
اجازه می دی که بگم من مال تو تو مال من؟
من از تو خواهش می کنم که زیر وعده هات نزن
+ نوشته شده در چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت 6:39 بعد از ظهر  توسط دلداده به عشق
|